|
حکم اعدام «ییجه اصفهان» تاییدشد
تاريخ ارسال: پنجشنبه، 29 شهریورماه 1386
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:دیوانعالی کشور با تکان دهنده خواندن اعتراف های جانی موسوم به«ییجه اصفهان»حکم مرگ او را که در شعبه 17 دادگاه کیفری این استان صادر شده است تاییدکرد.
به گزارش روز پنجشنبه گروه حوادث ایسکانیوز:«مجتبی - ر»23 ساله ابتدا به اتهام کشتن خواهرش بتول 19 ساله که دانشجوی مهندسی معدن بود دستگیر شد و بعد در بازجوییها به جنایتی دیگر اعتراف کرد.
وی پس از تشرح چگونگی کشتن خواهرش با این توضیح که قصد داشته مادر و مادر بزرگش را نیز در یک شب از پا درآورد گفت:من چند سال پیش پسر چهار ساله ای به نام منصور را کشته ام. پلیس جنایی اصفهان با شنیدن این اعتراف،برای روشن شدن حقیقت با راهنمایی متهم روانه محل مورد نظر شدو استخوانهای قربانی کوچولو را کشف کرد.
مجتبی درباره این جنایت ها در شعبه 17 کیفری استان اصفهان از عزم جدی خود برای کشتن اعضای خانواده اش پرده برداشت:ماهها برنامه ریزی و چندین بار اقدام نهایتا به نتیجه رسید و من خواهرم رابا میله آهنی کشتم ولی نتوانستم مادر و مادربزرگم را بکشم و به همین خاطر فرار کردم که به دستگیری ام منجر شد.
وی افزود:ماجرای پسر چهارساله زمانی رخ داد که بستگانم در خانه نبودند.با اشتیاق فراوان منتظرچنین فرصتی بودم و تنها به شکار فکر می کردم.بارها چنین صحنه ای را در ذهنم مرور و در بسیاری اوقات تمرین کردم.خودم را جای مقتول می گذاشتم و از کشته شدن لذت می بردم.گاهی نیز در نقش قاتلی خطرناک ظاهر شده و از وحشت اعمال خودم احساس شعف می کردم .واقعیت این است که اگر دستگیر نشده بودم قطعا بچه های زیادی را می کشتم و درگزینش ،دخترها برای من در اولویت بودند.
«ییجه اصفهان»ادامه داد:تحقیرها و مجموعه مسایلی خاصی مرا به این سمت سوق داد که می توانم به دوران سخت کودکی و محرومیت هایم از لذتهای این دوران و از همه مهم تر القابی که مرتب با آن مرا مورد خطاب قرار می دادند اشاره کنم.می گفتند من بیش تر شبیه یک عنکبوت هستم و لاغری مفرطم را به رخم می کشیدند.افسوس که این تمسخر های مداوم ،مرا به موجودی منزوی و خطرناک مبدل کرد ،انسانی که از همه چیز و همه کس متنفر شد.
چرا پسر 4 ساله را کشتم ؟
آن روز با تصویر چهره یک عنکبوت در مقابل درب منزلمان به انتظار طعمه نشستم ، و مکررا صحنه گرفتن او را در ذهن مرور کردم ،تا اینکه این کودک چهارساله در حال بازیگوشی به من نزدیک شد.
او را با نیرنگ به داخل منزل کشیدم ،از دنیایش می گفت ، از اسباب بازیهایش ، و مرتب می پرسید که این و آن را دارم یا نه ، کلافه ام کرده بود ، با طرفندی او را به داخل حمام بردم و بقتلش رساندم و بعد جنازه اش را به اتاقم بردم ،تصور می کردم که زنده است بنابر این اندامش را قطعه قطعه کردم و می خواستم اورا بخورم ولی نشد!
با این اعتراف های رقت بار و شیوه های مجتبی در کشتن ، دادگاه برای روشن شدن شخصیت جنایی و روانی او کمیسیون تخصصی روانپزشکی را فرا خواند تا متخصصان اظهار نظر کنند.
گزارش ایسکانیوز به نقل از سایت دادستان اصفهان می افزاید،کمیسیون تخصصی پزشکی قانونی ،پس از معاینه های دقیق به اتفاق آرا اعلام کرد او جنون و اختلال حواس ندارد و اما مبتلا به نوعی اختلال در کنترل تکانه های درونی در زمینه کشتن بچه ها و به ویژه دختران است.
قضات شعبه 17 کیفری با توجه به مدرک های موجود، برای مجتبی در مورد کشتن خواهرش با توجه به رضایت اولیای دم قرار موقوفی تعقیب صادر اما به خاطر کشتن«منصور – الف» 4 ساله و تقاضای خانواده داغدار به مرگ محکوم و به دلیل بریدن سر بچه به پرداخت دیه جنایت بر مرده محکوم کردند.
شعبه 27 دیوانعالی کشور با تکان دهنده خواندن اعتراف های مجرم،رای شعبه 17 کیفری استان را تایید کرد و به دایره اجرا ی احکام فرستاد.
«مجتبی - ر»پس از رسیدگی به پرونده اش می گوید:از کارم به هیچ عنوان پشیمان نیستم، آرزوی آزادی ندارم و خواستار اجرای حکم قانونی هستم.به پسرها و دخترها توصیه می کنم یا هیچ وقت ازدواج نکنند ویا چنانچه تصمیم به ازدواج گرفتند خوب به مسائلی که در تربیت کودکشان موثر است فکر کنند.
وی با اشاره به مشکلات و برخوردهایی که بر اثر نوع تربیتش در دوران کودکی و حتی در مدرسه و از سوی معلمش با او شده است به تلخی یاد میکند و می گوید هیچوقت فراموش نمی کنم که به خاطر کفشهای بزرگم از سوی معلم برچسب خوردم و تا پایان دوره ابتدایی مورد تمسخر دوستانم قرار گرفتم.
او البته از آموزگار کلاس پنجمش به نیکی یاد و در پایان به گفتن یک جمله اکتفا می کند:
پدر و مادر فقیر اما با سواد و مطلع می توانند فرزندشان را در بیابان هم بخوبی خوشبخت کنند.
می پرسم اگر فرصت پیدا کنی دوباره دست به جنایت می زنی ؟
با قدرت می گوید:بله؛ البته خیلی خوشحال می شوم!به شرطی که مقتول شما نباشید و دختری باشد که امکان قطعه قطعه کردنش وجود داشته باشد./120
خبرنگار: 666
بازديد : 560
|