|
خلاصه ی قسمت 44 جواهری در قصر
تاريخ ارسال: یکشنبه، 4 شهریورماه 1386
خلاصه ی قسمت 44 :
یانگوم پس از قبول شرط به دستور ملکه همراه باریس خواجه و به طور مخفیانه به باغ سبزیجات (ادویه خانه ) میره و آنجاست که باید تحقیق کنه (این دستور مخفیانه ملکه پیامد های سنگینی دارد) و علت بیماری عالی جناب را بفهمه البته با کمک افسر مین و یانک داک این تصمیم شجاعانه ملکه است ایشان قصد و منظور بانو منشیها را فهمیده با توجه به وضع مادر شاه و آگاهی خودش و رابطه بانو چوئی و بانو هن اون در مورد اینکه چطور بانو هن در گذشته اخراج شده بود مشکوک بود وایشون احتمالاً تصمیم گرفته بفهمه که حقیقت چی بوده وقتی که این اتفاق افتاد.
رئیس خواجه : درسته که تو یک بحران جدی را پشت سر گذاشتی اما لازمه که تو علت واقعی بیماری عالی جناب را بفهمی در غیر اینصورت با قانون بازرسها تنبیه میشی تو باید خیلی زود اون را پیدا کنی
یانک داک : ده تا بیمارآوردم که احتمالاً احتیاج به مراقبت پزشکی دارن پس ما باید اول اونها را آزمایش کنیم. و بدین ترتیب کار شروع میشه
در قصر جلسه ستاد بحران تشکیل می شه و در اول جلسه خبر اخراج بدون خبر یانگوم به جیجو اعلام میشه و در جلسه افسر مین درخواست معاینه شاه توسط دکتران دیگرپزشک شین و یونگ را مطرح می کنه پس از گرفتن نبض توسط دو نفر دوباره جلسه با حضور بانوی دربار تشکیل می شه. و همه تشخیص رئیس را تایید می کنند و رئیس خوشحال با یولی نقشه دیگری مبنی بر ریختن سم در غذا را می کشند
در جلسه خاندان چویی در فکر راه حل هستند که یانگرو سراسیمه وارد شده و می گوید می خواهند آشپزخانه را بگردند.از طرفی خانه پانسول چویی را هم کاملا بررسی میکنند و مدارک لازم در جلسه آورده می شود.
بانو چویی مانند وکیل مدافع به همه موارد حتی گیاهان سمی پاسخهای لازم را می دهد ما از این ها برای تعلیم بانوان جدید آشپزخانه استفاده می کنیم ما به اونها درس میدیم که کدوم یک از گیاهان سمی هستند و کدومشان خوراکی هستن و.. فقط در مورد ادویه مخصوص گیومیونگ گیر می افتد چرا که او ظرف ادویه را گرفته و تست میکنه که می بینه ای دل غافل که انگار هیئت منصفه درست میگن و ظرف را میده که گیومیونگ هم امتحان کنه بانو چویی :این یک دامه ، من کسی که این کار را کرده پیدا میکنم این مطمئناً یک توطئه است ما اصلاً نمیدونیم که این قارچها چطور اینجا اومدن
یانگوم در درمانگاه کوچیک خودش بی خبر از وقایع قصر به درمان بیماران و پیدا کردن علت بیماری شاه میگرده و..
در این موقع افسر مین خبر قصر را به او می ده
یانگوم : چی ؟ قارچ پاپلی نیسیس
افسر مین : بله
یانگوم : امکان نداره من بانوی اول را میشناسم اگه اون مقصود دیگه ای داشته میتونسته چیزی بدتر از سم استفاده بکنه اما اونها این کار را نمی کنند اونهم با این بی دقتی
در بازرسی از خانه آقای چویی فلفل سیاه که از طلا هم گرونتر بوده پیدا می شه و مشخص می شود که چویی و وزیر اوه با ژاپنی ها که در آن زمان دشمن کره ای ها بودند معامله می کنند.
یانگوم از افسر مین می خواد که شین بی برایش کاری کند وبره پیش بانوان پزشکی که پیش عالی جناب خدمت می کردن و از بیماری شاه در آن زمان سوال کند . افسر مین قضیه یانگوم را برای شین بی میگه و از او می خواد که هیچ کس نباید متوجه بشه تو باید مطمئن بشی که هیچ کس در این مورد چیزی نفهمه . میتونی این کار را بکنی ؟ شین بی هم از پزشک قبلی (یون بی) می پرسه که آیا شاه پس از طب سوزنی بدنش چرکی می شده ؟ او اعلام میکنه بعضی وقتها بله و بعضی وقتها هم بدنش جوش میزده و..
در این موقع که رئیس پزشک حرفهای این دو را می شنوه فکری به ذهنش میرسه ولی در این موقع پانسول چویی را می بینه
پانسول : چطور تونستی همون روشی را که من استفاده کردم برای متهم کردن ما بکار ببری؟
و معلوم میشه رییس پزشک برای فرار از این مخمصه آشپزخانه را مقصر اعلام میکنه
پانسول پیش وزیر اوه رفته و از اون درخواست کمک میکنه .که وزیر اوه هم با بی میلی جواب پانسول را میده و عنوان می کنه که نخست وزیر جناح راست و افسر مین و حتی ملکه هم به دقت مو ضوع را زیر نظر دارند
در این جا اسرار درون یولی رو میشه و معلومه میشه چرا از بانو چویی اینقدر کینه داره
یولی خطاب به بانو پارک (منشیهای قبلی ) : مطمئناً مقام و مرتبه شما برمیگردد شما زندگی مرا نجات دادین و همینطور برادرها و خواهر هایم را وقتی که ما گرسنگی می کشیدیم من بانو چوئی را که باعث شد که شما اینطور بشین نمی بخشم
بانو پارک (منشیهای قبلی ) : وقتی من تو را پیش خودم آوردم نمی دونستم که مجبور میشم ازت بخواهم همچین کاری بکنی(سم ریختن در ظرف گیوم )
بانو پارک خطاب به وزیر اوه : چه سودی از شریک بودن با آقای چوئی بدست میارین ؟این همش به نفع شماست اگه در موردش فکر کنید همش اون دستورات شما را اجرا میکنه اگه شما از این فرصت استفاده بکنید و بانو چوئی و پانسول چوئی را بیرون بندازین اونوقت شما میتونید همه کارها زیر دست خودتان داشته باشین
در راستای اعتراف نکردن گیومیونگ ملازمان او را به دفتر دادستانی میفرستن تا بازجویی در اونجا با شدت عمل بیشتری صورت بگیره و گیومیونگ زندانی میشه ( البته سلولش برایتان آشناست )
شین بی پیش یانگوم اومده توضیحاتی در مورد کاری که یانگوم ازش خواسته بود می ده و مضافاً خبر دستگیری بانو اول را .
یولی پیش رئیس پزشک رفته و اعلام میکنه همه کارها را او انجام داده و از افراد بانوی منشیهای قبلی بانو پارک می باشد و..
بانو چویی نگران حال گیومیونگه که در زندان بسر می بره و وزیراوه هم کاری نمی تونه کاری انجام بده
وزیر اوه از این پس به دیدار بانوی منشیهای قبلی میره .در همین اوضاع داگو هم اون حولی تشریف داره و پی به این رابطه می بره و خیلی سریع میاد خونه تا به افسر مین اطلاع بده
افسر مین و افسران گارد سلطنتی(در خانه داگو) در مورد نقشه بدست آمده از خانه پانسول با هم تبادل نظر کرده و افسر مین وظایف هر کدام از اونها مشخص میکنه و دستورات لازم را صادر میکنه . داگو با وحشت عجیبی میرسه و خبر رابطه وزیر اوه و بانو پارک را به افسر مین میگه
افسر مین حتی به داگو و زنش قضیه یانگوم را نگفته و اون دوتا تلاش می کردن با این خبر دست وزیر اوه را رو کنند و باعث بشه یانگوم برگرده .
با گذشت یک روز از بازداشت بانوی اول دربار، حکم بازداشت بقیه متهمان نیز صادر شده وصبح الطلوع به مرحله اجرا گذاشته میشود
پانسول چویی در خانه اش بازداشت میشه و همینطور بانو چویی و مجرمان در دادستانی آماده بازجویی میشوندقاضی وارد شده و بازجویی شروع میشه قاضی القضات : حرف بزنید کی به شما گفته که چنین غذاهایی را سرو کنید ؟کی به شما گفت که همچین کاری بکنید ؟
پانسول : همش کار منه . شخصاً اونها را از خانه ام فرستادم برای تهیه کردن غذای خوب برای عالی جناب
اینقدر شکنجه شان بکنید تا به جرمهایشان اعتراف کنند و حکم شکنجه برروی متهمان اجرا میشه...
بازديد : 336
|