|
شاد کردن شوهر - پانزدهم-2
تاريخ ارسال: دوشنبه، 20 آذرماه 1385
درنا : مرد جواب داد : (( ای خدای رود اگر می گفتم نه ، داخل رود می رفتی و این بار رکا را بالا می آوردی و اگر دوباره نه می گفتم دوباره می رفتی و زن خودم را می آوردی . و این بار می گفتم بله و آن وقت تو هر سه زن را به من می دادی و من در مخمصه بزرگی می افتادم . بنابراین تصمیم گرفتم که راستگو باشم ، اما کمی هم شرایط موجود را درک کنم . ))
این داستانی بسیار پند آموز برای زنان است . از بین شما و شوهرتان شما باهوش ترید . اگر می خواهید زندگی زناشویی بسیار خوبی داشته باشید ، و همین طور فرزندان و نوه هایتان هم زندگی خوبی با همسرشان داشته باشند ،خود را وقف حقیقت کنید . وقف بیان حقیقت .
پابندی به حقیقت از هر تکنیکی قوی تر و موثرتر است . پابندی به حقیقت به صورت یک نیروی موروثی در خواهد آمد. حقیقت شما را آزاد خواهد ساخت .
هیچ چیز قدرت راستی را ندارد . من به این معتقدم و اعتقادم را دنبال می کنم . چیزهایی خیلی کمی برای داشتن یک زندگی شاد لازم است . و بالاخره فردا روز دیگری است .
بنابراین به شوهرتان کمک کنید که حتی به قیمت وجود تجملات کمتر در زندگی راستگو باشد . در این صورت از ثروت سرشار قلبی و ذهنی برخوردار خواهید بود .
(( هیچ چیز قدرت صداقت را ندارد . شاید لازم نباشد این حقیقت را امشب مطرح کنید ، اما بالاخره وقتی این کار را کردید شوهرتان به شما مثل فرشته ای اعتماد خواهد کرد! ))
بازديد : 2117
|